تبليغاتX
حقوق اطفال

مردی در آینه

مردي در آينه

براي يك بار مي خواهم تغييري در زندگي ام ايجاد كنم

مي خواهم خوبي واقعي را حس كنم ، تغييري ايجاد كنم

مي خواهم روبه راهش كنم

وقتي يقه كت زمستاني مورد علاقه ام را بر مي گردانم

باد به سرم مي وزد

بچه هايي را در خيابان مي بينم ، بدون غذاي كافي براي خوردن

من كي هستم ، كورم ؟

وانمود مي كنم كه نيازهاشان را نمي بينم

بي اعتنايي تابستان

سرشكستة يك بطري

و روح يك مرد تنها

آنها در باد دنبال هم هستند ، ميداني

چرا كه جايي براي رفتن ندارند

اين است كه مي خواهم بداني

من با مرد درون آينه آغاز مي كنم

از او مي خواهم راهش را تغيير دهد

پيامي روشنتر از اين نمي توانست باشد

اگر بخواهي دنيا را به جايي بهتر تبديل كني

به خودت نظر كن ، سپس تغييري ايجاد كن

 

من قرباني نوعي عشق خود خواهانه شده ام

حال زمان آن است كه بفهمم

انسانهايي بي خانمان هستند ، بدون سكه اي براي قرض

آيا اين واقعاً من هستم

وانمود مي كنم كه آنها تنها نيستند ؟

بيدي عميقاً مي ترسد

قلب شكسته كسي

و رويايي برباد رفته

چون باد به هر طرف مي وزند ، مي بيني

چرا كه جايي براي بودن ندارند

اين است كه با خودم آغاز كرده ام

 

آن تغيير را ايجاد كنيم

!! نوشته شده توسط رضا حیدری | 3:35 | پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388